WISC-V اساس مجموعه آزمونهای استاندارد طلایی آموزش جهانی است. این آزمون تواناییهای یک کودک را مشخص میکند، که نقطه مرجعی است که هر ابزار دیگری با آن مقایسه میشود. اگر به تنهایی اجرا شود، هیچ تشخیصی نمیدهد، هیچ حق تطبیقی ایجاد نمیکند و هیچ اقدامی به مدرسه نمیدهد.
این آزمون که در یک دوره کامل توسط یک روانشناس آموزشی ثبت شده در HCPC اجرا میشود، به ابزاری تبدیل میشود که یک اختلال یادگیری خاص را از یک مشکل زبانی، یک مشکل توجه را از یک مشکل حافظه و کودکی را که نیاز به مداخله دارد از کودکی که به سطح برنامه درسی متفاوتی نیاز دارد، جدا میکند.
تشخیص، نتیجهای است که از طریق ابزارها به دست میآید، نه نمرهای که توسط یک ابزار به دست میآید. WISC-V همان چیزی است که این نتیجهگیریها را ممکن میسازد.
پیشرفت خواندن در WIAT-III تنها زمانی از نظر تشخیصی معنادار میشود که با پیشرفت پیشبینیشده مقایسه شود. نمره ۸۲ در خواندن کلمات در کنار شاخص درک کلامی ۱۱۵، نشاندهنده اختلالی است که نیاز به مداخله و کمک در آزمونهای تکمیلی دارد. همین نمره ۸۲ در کنار شاخص درک کلامی ۸۲، نشاندهنده کودکی است که دقیقاً مطابق پیشبینیهای توانایی عمل میکند و به پاسخ کاملاً متفاوتی نیاز دارد. رقم پیشرفت در هر دو مورد یکسان است. WISC-V چیزی است که آنها را از هم متمایز میکند.
نتایج پردازش واجشناختی در CTOPP-2 به یک شکل خوانده میشوند. اختلال در آگاهی واجشناختی و نامیدن سریع در کنار استدلال سیال سالم، تشخیص قابل دفاعی از نارساخوانی ایجاد میکند. نمرات واجشناختی یکسان در کنار استدلال به طور یکنواخت پایینتر، نتیجهگیری متفاوتی را ایجاد میکند.
یافتههای مربوط به توجه به همان اندازه به آن بستگی دارد. شاخص حافظه کاری ضعیف با عملکرد سالم در آزمون عملکرد مداوم MOXO، نشاندهنده ظرفیت محدود حافظه است نه اختلال توجه، و توصیههایی که در ادامه میآید برای مدرسه نوشته شده است تا به طور متفاوتی اجرا شود. در مواردی که هر دو اختلال وجود داشته باشد و SNAP-IV و Conners 3 علائم را در موقعیتهای مختلف ایجاد کنند، نتیجهگیری ADHD با شواهد عینی همگرا پشتیبانی میشود.
آزمونهای شناختی به طور گسترده به عنوان یک محصول نهایی فروخته میشوند. اما در واقع یک محصول نهایی نیستند.
یک آزمون WISC-V که به تنهایی اجرا میشود، نمرات شاخص و یک ضریب هوشی کامل را تولید میکند. این آزمون نمیتواند نارساخوانی را شناسایی کند، زیرا نارساخوانی اختلاف بین توانایی و پیشرفت خواندن است و هیچ پیشرفتی اندازهگیری نشده است.
به همین دلیل نمیتواند اختلال حساب دیفرانسیل و انتگرال را تشخیص دهد. نمیتواند ADHD را تشخیص دهد، زیرا DSM-5-TR نیاز به وجود علائم در دو یا چند موقعیت و شواهد عینی دارد که مشکل با چیز دیگری بهتر توضیح داده نمیشود و یک آزمون شناختی هیچکدام را اثبات نمیکند. نمیتواند اوتیسم را تشخیص دهد.
نتیجه عملی این است که یک گزارش شناختی مستقل هیچ چیزی را تضمین نمیکند. هیئتهای امتحانی به شواهدی از اختلال عملکردی در یک حوزه تعریفشده نیاز دارند، که به معنای دادههای پیشرفت تحصیلی است. خدمات معلولیت دانشگاه و خدمات هیئت کالج برای دانشجویان دارای معلولیت نیز همین را میخواهند. گزارشی که حاوی نمرات شناختی است و هیچ آزمون پیشرفت تحصیلی ندارد، برای شواهد بیشتر بازگردانده میشود و تأخیر معمولاً از مهلت تعیینشده برای سری امتحانات مورد نظر فراتر میرود.
والدینی که آزمون WISC-V را به صورت جداگانه خریداری میکنند، اغلب در زمان درخواست تسهیلات امتحانی مانند زمان اضافی متوجه این موضوع میشوند که قبلاً یک بار هزینه پرداخت کردهاند و در نهایت دوباره هزینه میکنند.
دو کودک میتوانند ضریب هوشی یکسان ۱۰۰ در مقیاس کامل WISC-V داشته باشند و به تمهیدات کاملاً متفاوتی نیاز داشته باشند، به همین دلیل است که رقم اصلی، کمفایدهترین عددی است که WISC-V تولید میکند. فرزند اول در هر پنج مقیاس شاخص WISC-V نمرهای نزدیک به ۱۰۰ کسب میکند.
این نمودار زوج است و هیچ اهمیت تشخیصی ندارد. دومی در درک کلامی و استدلال سیال نمره ۱۲۵ و در حافظه کاری و سرعت پردازش نمره ۷۵ میگیرد. میانگین نمرات یکسان است. کودک دوم توانایی استدلال قوی دارد که با توجه به کارایی که میتواند به کار گیرد، محدود میشود، که همان نمودار WISC-V است که در نارساخوانی، ADHD و ارائههای پردازش کند دیده میشود و مکانیسمی است که پشت کودک وجود دارد که هر معلمی آن را باهوش اما با عملکرد ضعیف توصیف میکند.
مجموعه آزمونهای استاندارد طلایی ما، شاخص توانایی عمومی WISC-V را در مقایسه با شاخص مهارت شناختی، دقیقاً برای آشکار کردن این مشکلات گزارش میکنند. شکاف قابل توجه بین این دو، از جمله قویترین شواهد موجود برای زمان اضافی، استراحت و محل اقامت جداگانه است، زیرا نشان میدهد که عملکرد در شرایط آزمون استاندارد، منعکس کننده درک داوطلب از موضوع نیست.
آزمون جهانی آموزش، دانشآموزان مدارس بینالمللی را ارزیابی میکند که بخش قابل توجهی از آنها به زبان دوم یا سوم کار میکنند و تفکیک مواجهه با زبان از اختلال یادگیری رایجترین سوال تشخیصی در آن جمعیت است. همچنین سوالی است که اغلب به اشتباه پاسخ داده میشود.
ساختار شاخص WISC-V چیزی است که این جداسازی را ممکن میسازد. درک کلامی، دانش اکتسابی است و در هر کودکی که هنوز زبان آموزش را در حال توسعه دارد، رخ میدهد. استدلال سیال و توانایی فضایی-دیداری به طور قابل توجهی کمتر تحت تأثیر قرار میگیرند و WISC-V حافظه کاری و سرعت پردازش را به روشهایی اندازهگیری میکند که حداقل نیاز را به واژگان دارد.
نمرات قوی استدلال سیال و بینایی-فضایی WISC-V در کنار شاخص درک کلامی پایینتر، به همراه پردازش واجشناختی سالم در CTOPP-2، نشاندهندهی مواجهه با زبان است. آموزش اضافی به زبان کلاس درس، آن را برطرف خواهد کرد. پردازش واجشناختی مختل و شاخص حافظهی کاری ضعیف WISC-V در کنار استدلال سالم، نشاندهندهی یک اختلال یادگیری خاص است و هیچ حجمی از پشتیبانی زبانی آن را برطرف نخواهد کرد، زیرا مشکلات واجشناختی و بازیابی کند در هر زبانی که کودک صحبت میکند، ادامه دارد.
مدارس مرتباً در این مورد به نتیجهی نادرستی میرسند، چه از نظر زبانی و چه از نظر تشخیصی. کودکانی که نیاز به مداخلهی تشخیصی دارند، در برنامههای پشتیبانی زبانی قرار میگیرند و کودکانی که نیاز به زمان و آموزش دارند، از نظر اختلالات یادگیری ارزیابی میشوند. نمایهی شاخص WISC-V این موضوع را حل میکند.
نمرات WISC-V به خودی خود چیزی را ثابت نمیکنند، زیرا آزمون اعداد را تولید میکند و تفسیر، تشخیص را ایجاد میکند. اختلاف پانزده امتیازی بین دو نمره شاخص WISC-V قابل توجه به نظر میرسد و در بخش قابل توجهی از جمعیت هنجاری رخ میدهد.
اینکه آیا یک اختلاف مشخص از نظر بالینی قابل توجه، از نظر آماری قابل اعتماد و به اندازه کافی نادر است که وزن تشخیصی داشته باشد، با مقایسه آن با جداول نرخ پایه و اعمال قضاوت حرفهای تعیین میشود. این قضاوت، ارزیابی است. نرمافزار، نمرات را ارائه میدهد.
اجرای WISC-V نیز به همین تخصص نیاز دارد. اینکه کدام زیرآزمونهای تکمیلی اضافه شوند، بستگی به آنچه در طول جلسه پدیدار میشود، دارد. اینکه آیا نمره پایین WISC-V نشاندهنده توانایی مختل شده است یا اینکه کودکی از مشارکت در کلاس خودداری کرده، دستورالعمل را اشتباه شنیده یا خسته شده است، یک مشاهده رفتاری است که فقط روانشناس اجراکننده میتواند انجام دهد و این مشاهده تعیین میکند که آیا نمره معتبر گزارش شده است یا خیر.
این الزام نیز رسمی است. هیئتهای امتحانات، کمکهزینه دانشجویان معلول و خدمات معلولیت دانشگاه مشخص میکنند که چه کسی میتواند شواهد را ارائه دهد و گزارش WISC-V از یک ارزیاب فاقد صلاحیت، صرف نظر از میزان دقت نمرات، رد میشود. آزمون جهانی آموزش، ارزیابیهای WISC-V را در کل توسط روانشناسان آموزشی ثبتشده در HCPC انجام میدهد و گزارشها بر اساس استانداردهای DSM-5-TR و ICD-11 نوشته میشوند.
هر ارزیابی آزمون جهانی آموزش شامل WISC-V در مجموعه کامل استاندارد طلایی است که هر پنج نمره شاخص WISC-V، مقایسه شاخص توانایی عمومی و شاخص مهارت شناختی و تفسیر کامل پروفایل WISC-V را در برابر دادههای مربوط به پیشرفت، پردازش و توجه گزارش میدهد.
این گزارش، تشخیص را بیان میکند، تطابقهای لازم در آزمون را که یافتههای WISC-V از آن پشتیبانی میکنند، مشخص میکند و توصیههای فوری و قابل اجرا برای مدرسه و خانه را ارائه میدهد. این گزارش ظرف 7 روز ارائه میشود و با ضمانت پذیرش هیئت امتحانات ما پشتیبانی میشود.