آیا چالش های یادگیری یک پیشگویی خودشکوفایی است؟

آیا چالش‌های یادگیری یک پیش‌گویی خودشکوفایی است؟

درک نقش معناسازی انسان

 

انسانها برای معناسازی سیم کشی شده اند. از سنین پایین، ما شروع به تفسیر تجربیات، اهمیت دادن به رویدادها، و ساختن روایت هایی می کنیم که نحوه نگرش ما به جهان و خودمان را مشخص می کند. اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی این روایت‌ها، به‌ویژه در مورد چالش‌های یادگیری، بیشتر از اینکه کمک کنند، مانع شوند؟ آیا روشی که ما این مشکلات را چارچوب بندی می کنیم دانش آموزان را در چرخه ای گرفتار می کند که شکست را تقویت می کند؟

این را در نظر بگیرید: یک دانش آموز با خواندن مشکل دارد. در ابتدا، مشکل جدا می شود - یک چالش خاص برای غلبه بر. اما به زودی، معانی پیوست می شوند. آنها نظرات معلمان یا والدین را می شنوند: "شما به اندازه کافی تلاش نمی کنید" یا بدتر از آن، "شاید دانشگاهیان فقط قدرت شما نباشند." دانش آموز شروع به درونی کردن این اظهارات می کند و داستانی می سازد: "من باهوش نیستم." با گذشت زمان، این باور رفتار را تغییر می‌دهد - کاهش تلاش، اجتناب از موضوعات دشوار، دوری از مدرسه - و نمرات آن را منعکس می‌کند. نبوت خودش محقق می شود.

این خطر معناسازی بدون چالش است. در آموزش، جایی که ادراک از خود به اندازه آموزش حیاتی است، روایت هایی که دانش آموزان درباره خود می سازند می تواند آینده آنها را شکل دهد.

این فقط فرد نیست. مدارس و جامعه در تقویت این باورهای محدود کننده نقش دارند. برچسب‌هایی مانند «تنبل»، «بی انگیزه» یا حتی «نیازهای خاص» می‌توانند به‌جای فراخوانی برای تفاهم، کوتاه‌نویسی برای کمبودها باشند. فقدان مداخله به موقع - مانند تشخیص مناسب برای شرایطی مانند نارساخوانی یا ADHD - روایت را بیشتر تقویت می کند. و هنگامی که منابعی مانند زمان اضافی در امتحانات یا استراتژی‌های فردی به‌عنوان امتیاز به جای ضروری در نظر گرفته می‌شوند، سیستم مشکل را تشدید می‌کند.

شکستن پیشگویی خود تحقق بخش

 

برای از بین بردن این چرخه ها، باید چالش های یادگیری را مجدداً چارچوب بندی کنیم. این امر مستلزم تغییر دیدگاه است - از دیدن مشکلات به عنوان ویژگی های ثابت به در نظر گرفتن آنها به عنوان فرصت هایی برای رشد و نوآوری. در اینجا به این صورت است:

آشنایی با تنوع عصبی: اذعان به اینکه مغزها متفاوت کار می کنند – نه بهتر و نه بدتر – به عادی سازی چالش ها کمک می کند و انگ تفاوت های یادگیری را از بین می برد.

تست آموزشی به موقع: ابزارهایی مانند ارزیابی های روانشناختی مستقل می توانند محوری باشند. الکساندر بنتلی ساترلند، مدیر عامل تست آموزش جهانی، بر این نکته تأکید می‌کند: «وقتی خانواده‌ها درک روشنی از نحوه یادگیری فرزندشان به دست می‌آورند، چالش را به عنوان یک مانع غیرقابل عبور نمی‌بینند و شروع به ایجاد استراتژی‌هایی برای موفقیت می‌کنند.»

توانمندسازی روایت ها: زبان مهم است. جایگزینی «شما در ریاضیات خوب نیستید» با «هنوز این را یاد نگرفته‌اید» تمرکز را از شکست به بالقوه تغییر می‌دهد.

تغییر سیستمیک: مدارس باید حمایت شخصی را بر انتظارات استاندارد اولویت دهند. دسترسی به امکاناتی مانند وقت اضافی در امتحانات نباید به عنوان یک مزیت تلقی شود - این یک عدالت است.

انسان‌ها همیشه ماشین‌های معناساز خواهند بود، اما داستان‌هایی که برای خودمان و دیگران تعریف می‌کنیم، می‌توانند تکامل یابند. در آموزش، این به معنای ایجاد سیستم‌هایی است که بر نقاط قوت تأکید می‌کند، مداخله زودهنگام را ارائه می‌کند و شیوه‌های مختلف تفکر را عادی می‌کند. همانطور که بنتلی-ساترلند به درستی بیان می کند، «این فقط در مورد شناسایی چالش ها نیست. این در مورد تبدیل آنها به سنگ های پله است."

برای والدین، مربیان و سیاستگذاران، چالش واضح است: اگر می‌خواهیم چرخه را بشکنیم، باید در شکل‌دهی روایت‌هایی که چالش‌های یادگیری را احاطه می‌کنند، آگاهانه عمل کنیم. زیرا در نهایت، معانی ما فقط واقعیت را منعکس نمی‌کنند، بلکه آن را ایجاد می‌کنند.

ریسک ها بیشتر از آن چیزی است که فکر می کنیم

 

پیامدهای این فرآیندهای معناسازی بسیار فراتر از کلاس های درس منفرد است. اگر دانش‌آموزان با این باور بزرگ شوند که «کم‌تر از» هستند، تأثیرات موجی همه چیز را تحت تأثیر قرار می‌دهد - چشم‌اندازهای شغلی، عزت نفس، حتی سلامت روان. میزان اضطراب و افسردگی در بین دانش‌آموزان به‌طور پیوسته افزایش یافته است، که اغلب توسط این چرخه‌های خود تداومی ایجاد می‌شود. اما این فقط برای جلوگیری از آسیب نیست. این در مورد باز کردن پتانسیل است.

چه می شود اگر به جای تمرکز بر کمبودها، خلاقیتی را که اغلب همراه با واگرایی عصبی است جشن می گرفتیم؟ چه می‌شد اگر مدارس به محیطی تبدیل می‌شدند که چالش‌ها به جای قضاوت، با کنجکاوی و همکاری مواجه می‌شد؟

آواتار تست آموزش جهانی

الکساندر بنتلی-ساترلند، مدیر عامل تست آموزش جهانی، ارائه دهنده پیشرو تست توسعه یادگیری است که به طور خاص برای جامعه مدارس بین المللی و خصوصی در سراسر جهان طراحی شده است.